مراسم احیاء لیالی قدر با حضور مداحان اهل بیت : حاج مهدی نبوی ، حاج محمد حسین سبزعلی و حاج امین صوفی ( از خوزستان) در شبهای 19 ، 21 ، 23 ماه مبارک رمضان برگزار می گردد.از عموم همشهریان جهت شرکت در این مراسم دعوت به عمل می آید. // مراسم جشن میلاد کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (ع) " با سخنرانی حجه الاسلام سید محمود شریعت مداری و مداحی کربلایی احسان پاریاو " در شب 15 رمضان ، منزل برادر کمال پور  برگزار گردید.//*** شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن ... ماه رمضان، ماه نزول باران غفران الهي بر کوير دل‌هاي گناه‌آلود مبارک باد. //*** مي گويند هر وقت آب مي نوشي بگو  ياحسين (علیه السلام) ، اين روزها که آب مي بيني و نمي نوشي خالصانه بگو :  يا اباالفضل العباس علیه السلام
.
 
امید منتظران پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه ، 6 مرداد 1389 ، 09:40

پرسش و پاسخ  پیرامون حضرت مهدی (عج)

اندیشه مهدویت، به طور كلی، اعتقاد به ظهور منجی و نجات دهنده در آخرالزمان است. این اعتقاد در همه یا اكثر ملل جهان وجود دارد.این اعتقاد در فرهنگ شیعی نیز، عقیده به ظهور امام عصر(عج) است كه با آمدن ایشان جهان پر از عدل و قسط می شود، و ریشه ظلم و ظالم و بساط تبعیض و بی عدالتی برچیده می گردد.

مهدویت در نزد شیعیان همان باور و ایمان به ظهور امامی از تبار امامان معصوم(ع) و از فرزندان رسول گرامی اسلام(ص) كه از طرف خداوند متعال برگزیده شده، و از همان صدر اسلام وعده ظهور او در آخرالزمان داده شده است. خصوصیت بارز مهدویت شیعی آن است كه ایشان منجی موعود را زنده غائبی می دانند كه هم اكنون هم ناظر بر اعمال انسانها است، و احیاناً به طور محسوس نیازها را پاسخ می دهد.

milade mahdi

در مورد خروج سفیانی و دجال كه یكی از نشانه های ظهور امام زمان(عج) است توضیح دهید .

الف) یكی از علائم ظهور امام مهدی(عج) كه وقوعش حتمی و قطعی شمرده شده، خروج سفیانی است.

اخبار و روایاتی كه گویای خصوصیات سفیانی و خروج او هستند، بدین ترتیب می‌باشد:

1) حتمی بودن خروج او:

امام صادق(ع) فرموده اند: «پیش از قیام قائم(علیه السلام) پنج علامت حتمی می‌باشد: یمانی‌، سفیانی ، صیحه آسمانی، قتل نفس زكیه، و فرورفتن سرزمین بیداء»(كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص650)

2) نام و نسب او:

امیرالمؤمنین فرمودند: «فرزند خورنده جگرها، از وادی یابس خارج می‌شود … اسمش عثمان و پدرش عنبسه و از اولاد ابوسفیان است.»(همان، ص651)

3) خصوصیات فردی او:

امام باقر(ع) در این رابطه می‌فرمایند:«سفیانی، سرخ رویی سپید پوست و زاغ چشم است؛ هرگز خدا را پرستش نكرده، و هرگز مكه و مدینه را ندیده است و …»

و از برخی روایات چنین استفاده می‌شود كه وی مسلمان منحرفی است كه كینه حضرت علی(ع) را به دل دارد. چنان كه امام صادق(ع) می‌فرمایند: «گویا سفیانی را می‌بینم كه در میدان كوفه جایگاه خود را گسترده، و منادی او فریاد می‌زند: هر كس سر شیعه علی بن ابی طالب را بیاورد‌، هزار درهم خواهد گرفت. همسایه به همسایه می‌جهد و گردنش را می‌زند و هزار درهم می‌گیرد. آگاه باشید كه در آن روز حكومت شما فقط به دست زنازادگان خواهد بود.»(كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص273)

4) زمان خروج او:

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «امر سفیانی از مسائل حتمی است، و خروجش در ماه رجب می‌باشد.»

5) مدت حكومت و محل مرگ او:

حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلا م) در ذیل آیه شریفه "و لو تری إذا فزعوا فلا فوت" می‌فرمایند: «كمی پیش از قیام مهدی(علیه السلام) سفیانی خروج می‌كند؛ سپس به اندازه دوران حاملگی یك زن كه 9 ماه باشد، حكومت می‌كند؛ لشكریان او به مدینه وارد می‌شوند، تا این كه به "بیداء" می‌رسند، و خداوند آنها را در زمین فرومی‌برد.»(تاریخ غیبت كبری، سید محمد صدر، ص648)

ب) یكی دیگر از علائم ظهور حضرت كه در بعضی روایات از نشانه‌های حتمی شمرده شده است، خروج شخصی به نام "دجال" است.

1) نام و نسب او:

عده‌ای گویند كه نام دجال "صائد بن صید" یا "ابن صیاد" است؛ و برخی مخالف رأی ایشان را گفته‌اند.

2) خصوصیات فردی او:

حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «او چشم راست ندارد، و چشم دیگرش در پیشانی او است، و مانند ستاره صبح می‌درخشد، چیزی در چشم او است كه گویی آمیخته به خون است. وی در یك قحطی سختی می‌آید، و بر الاغ سفیدی سوار است...»(مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص972)

3) عقیده او:

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «او با صدای بلندی فریاد می‌زند بین مشرق و مغرب، كه صدایش را جن و انس و شیاطین می‌شنوند ـ نگارنده می گوید: به فرض صحت این روایت، ممكن است این عمل به وسیله رادیو و تلویزیون صورت بگیرد ـ و می‌گوید: ای دوستان من! به سوی من آئید، من هستم كسی كه آفریده است، پس استوار ساخته و مقرر كرده و هدایت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم.»(مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص965)

4) مكان خروج:

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «او از شهری كه آن را اصفهان می‌گویند، و قریه‌ای كه معروف به "یهودیه" است بیرون می‌آید.» (مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی)

محدث قمی(ره) می گوید: در روایت است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «هر مؤمنی كه دجال را ببیند آب دهان خود را بر روی او بیندازد و سوره مباركه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نكند. چون اوظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نماید، و میان او و لشگر حضرت قائم(علیه السلام) جنگ واقع شود، و بالاخره آن ملعون به دست مبارك حضرت حجت(علیه السلام) یا به دست عیسی بن مریم(علیه السلام) كشته شود.»(منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج2،‌ ص336)

البته روایات شیعه بر این است كه امام مهدی(علیه السلام) است كه دجال را می‌كشد، نه عیسی بن مریم.

مشاوره مذهبی_ قم.

  علت ظهور نكردن امام زمان ـ علیه السلام ـ با این همه مسلمان چیست؟

ظهور امام زمان(علیه السلام) منجی بشریت و برپا كننده عدالت مطلق و فراگیر در جهان، یك پدیده است، و دارای شرائط و نشانه‌هایی است.

اما شرط تحقق ظهور و نشانه‌های آن چیست؟

شرایط اساسی ظهور دو چیز است:

شرط اول) آمادگی: یعنی به وجودآمدن زمینه‌های پذیرش امام زمان و حكومت او ـ یعنی تحقق حكومت الهی در اكثریت مردم جهان.

جامعه امروز نسبت به گذشته كمالات بسیاری یافته است. این امر قابل انكاری نیست. عقل در ابعاد فردی و اجتماعی آن رشد یافته است. ایجاد حكومتهای دمكراسی به جای حكومتهای استبدادی در جهان نمونه ای از این تكامل عقلی بشر است.

اما شرط اساسی دیگری كه تا آن حاصل نشود، عقل راه به جایی نمی برد و هر روز حیرت و سرگردانی بشر بیشتر می شود، احساس نیاز به وحی و نشانه های آن است.

بشر می بایست دریابد كه بدون وحی و آموزه های آن قادر نیست تا راه را از چاه بازشناسد. تنها در این صورت است كه چشم به آسمان خواهد دوخت تا از آسمان راه را به او بنمایند. این مضمون روایت است كه شرط ظهور را این احساس برشمرده است. این كه در روایات آمده است كه مردم تا آخرالزمان صولت و برتری همه ادعاهای بشری را تجربه می كنند و به نتیجه نمی رسند، در پرتو همین امر قابل تفسیر است. این آمادگی جهانی برای ظهور است. باید اعتراف كرد كه هر چند هر روز به تحقق این شرط نزدیك می شوید ولی هنوز این معرفت فراگیر نیست.

شرط دوم ـ نیرو سازی:

فراهم شدن نیروهایی كه بتوانند اجرای عدالت در زمینه‌های مختلف را به دست گیرند، شرط دیگری برای ظهور آن حضرت است.

اما این كه نیروهای مهدوی چه خصوصیاتی باید داشته باشند و امروزه در جهان چه مقدار از این گروه وجود دارند؟

منتظران ظهور دو دسته اند؛ عده‌ای برای سرسبزی و خرّمی و فراوانی نعمت و ارزانی طالب ظهورند، و عده ای شیفته امام خویش هستند و او را محبوب و معشوق واقعی خود می‌دانند. دسته اول در مصیبتها و مشكلات به یاد امام می‌افتند و از او یاری می‌جویند، و دسته دوم همیشه با یاد او به سر می‌برند و یك لحظه از او غفلت نمی‌ورزند.

در داستان حضرت یوسف نكته‌ای حضرت یعقوب(ع) به فرزندان خود می‌فرماید:«یا بنی إذهبوا فتحسّسوا من یوسف وأخیه» یعنی ای فرزندانم! بروید و از یوسف و برادرش جستجو كنید.(یوسف/87)

اما وقتی برادران، یوسف را می‌یابند می‌گویند: «یا ایها العزیز مسّنا و اهلنا الضرّ و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الكیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین» یعنی ای عزیز مصر! سختی بر ما چیره گشته و متاع كمی آورده‌ایم؛ تو پیمانه ما را كامل كن و بر ما تصدّق و بخششی نما كه خدا پاداش بندگان را می‌دهد.(یوسف/88)

یعقوب طالب خود یوسف است، اما برادران او طالب تكمیل پیمانه هستند.

توسل در گروه اول ناپایدار و موقتی است، اما ارتباط گروه دوم پایدار و همیشگی است. باید از مرحله اول عبور كرد، و به مرحله دوم صعود نمود تا احساس نیاز به امام دائمی شود. آن گاه غیبتی كه به خاطر ما و غفلت ماست تبدیل به حضور می‌گردد و ظهور آن آینه تمام نمای الهی را رقم می‌زند. باید یعقوب وار منجی عالم را بخواهیم و دلداده او شویم تا لباس فرج قامت او را بیاراید.

البته آنده از روایات بدست می آید آن است كه نصابی از یاران امام با این خصوصیات كافی است و امام با وجود آنان ظهور می كنند.

  در مورد امام زمان(عج) در ادیان مختلف توضیح دهید.

تقریباً همه كسانی كه در زمینه مهدویت مطالعه دارند متفقند كه تمام اقوام جهان در انتظار یك رهبر بزرگ انقلابی به سر می برند، و با این كه هر كدام او را به نامی می نامند، ولی همگی در اوصاف كلی و اصول برنامه های انقلابی او اتفاق دارند. به این اتفاق جهانی در متون اسلامی نیز اشاره شده است: "السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم" یا "ولقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون" یعنی همانا در زبور(بعد از تورات) نگاشتیم كه زمین را بندگان صالح من به تصرف درخواهندآورد.(انبیاء/105) نمونه های زیر، بشاراتی است كه در كتب ادیان مختلف آمده است:

1. در كتاب "جاماسب نامه" از قول زرتشت چنین آمده است: "مردی بیرون آید از سرزمین تازیان ... مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و بر آئین جد خویش."

2. در "مزامیر" داود جمله 29 آمده است: "صدیقان وارث زمین شده، ابداً در آن ساكن خواهند شد."

3. در كتاب "وشن جوك" از كتب هندوها نیز چنین آمده است: "سرانجام دنیا به كسی برمی گردد كه خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد."

4. و در انجیل "لوقا"، فصل دوازدهم نیز این گونه بشارت داده شده است: "و شما مانند كسانی باشید كه انتظار آقای خود را می كشند تا هر وقت بیاید و در را بكوبد، بی درنگ برای او باز كنید."

برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید از كتابهای زیر استفاده كنید:

1. "حكومت جهانی مهدی"، تألیف آیت الله مكارم شیرازی، قم: مطبوعاتی هدف.

2. "سیر اندیشه ایرانیان در موعود آخرالزمان"، تألیف علی اصغر مصطفوی، تهران: ندا.

3. "مصلح آخر الزمان"، تألیف سید حسن ابطحی، قم: بطحاء.

  آیا اهل سنت و فرقه های دیگر شیعه نیز ظهور حضرت مهدی را قبول دارند؟

اعتقاد به وجود منجی آخر الزمان مورد اتفاق همه ادیان الهی ـ و بلكه همچنین بسیاری از ادیان غیر الهی ـ است. اهل سنت هم بالاتفاق به وجود منجی ای به نام مهدی در آخر الزمان معترفند. بعضی از روایات اهل سنت می گوید: منكر مهدی كافر است. علمای آنها نیز بدان قائلند.

اختلافی كه هست یكی در این است كه نسب مهدی چیست؟ بعضی او را از اهل بیت پیامبر می دانند و بعضی نه.

اختلاف دیگر در آن است كه مهدی موعود به دنیا آمده و عمر طولانی دارد و یا در آخر الزمان به دنیا می آید؟

مشهور میان علمای اهل سنت در این دو مورد همان اعتقاد شیعی است كه مهدی منتظر هم اكنون به دنیا آمده و از اولاد حضرت رسول اكرم(ص) است.

اختلاف اساسی میان ما و مشهور اهل سنت در این است كه مهدی آل محمد فرزند امام حسن عسكری(ع) است ـ كه شیعیان بدان قائلند ـ و یا نه ـ كه اهل سنت آن را می گویند.

اگر چه در بعض روایات آنها آمده كه مهدی از حسن بن علی العسكری است، ولی علمای اهل سنت آن را نمی پذیرند.در این بحث می توانید به كتابهای حضرت آیة الله صافی گلپایگانی به نام "امامت و مهدویت" رجوع كنید.

  وجود حضرت بقیه ا..الاعظم (ع) را با دلایل عقلی چگونه می توان اثبات نمود ؟

الف) وجود امام عصر(ع) را عقل چگونه اثبات می كند؟ یعنی لزوم وجود امامی بالفعل و زنده چگونه با دلیل عقلی اثبات می شود؟ به دیگر سخن چرا عقلاً محال است عالم بی امام باشد؟

ب) زنده بودن امام عصر(عج) با عمر بیش از هزار سال چگونه به تأیید عقل می رسد؟

ظاهرا مراد شما همان سؤال اول باشد.

اگر مراد شما سؤال اول است، باید گفت وجود انسانهای معصوم و حجت با دلیل عقلی قابل اثبات هست، ولی اثبات لزوم حیات او در این زمان كار با دلیل عقلی مشكل است. البته ادله نقلی قاطع این مسئله برای اثبات حضرتش به اندازه كافی موجود است.

اما سؤال دوم، به نظر عقل چیزی محال است كه مستلزم تناقض باشد، (ر.ك. به عقاید استدلالی، علی ربانی گلپایگانی، ج2، ص169)

حال دقت كنید زنده بودن و زندگی بیش از هزار سال آیا در خود تناقص دارد؟! به دیگر سخن آیا حیات به خودی خود مقتضی مرگ است، آن هم مرگ در عمری كوتاه؟!

توضیح این كه هر چیزی اقتضائی دارد كه اگر مانعی بر سر راه آن قرار نگیرد همان اقتضاء انجام می شود مثلاً سنگینی جسم اقتضاء سقوط به سوی زمین را دارد؛ البته اگر مانعی مثل خلاء یا بسته بودن آن در كار نباشد. حال سؤال این كه خود حیات و زندگی اقتضائش چیست؟ آیا اقتضاء آن مرگ و عدم است، یا مرگ نوعی مانع بر سر راه آن است؟!(دقت كنید)

پرواضح است با دقت عقلی در نفس حیات و زندگی می یابیم كه آن هیچ اقتضایی جز حیات و استمرار ندارد، یعنی مادامی كه علت موجد آن برداشته نشده یا مانعی بر سر راه آن قرار نگیرد، حیات مقتضی استمرار و ادامه دارد.

بیماریها، حوادث، بلایا و... همه موانعی در سر راه زندگی می باشند كه موجب می شود اقتضاء آن سدّ، و زندگی به مرگ تبدیل شود.

تدبیر و تقدیر بلایا، حوادث و بیماریها، و در یك كلام موانع حیات به دست علت حیات آفرین، یعنی خدای متعال است؛ و عقل محال نمی بیند كه خداوند به اراده خویش چنین موانعی را پیش نیاورده تا زندگی بیشتر به طول انجامد.

نكته مهم این كه ممكن است گفته شود جسم قابلیت بقاء و اقتضاء استمرار هزارساله و بیشتر را ندارد و حیات یك فرد غیر از زنده بودن روح، وابسته به بقاء جسم او نیز هست.

در این باره نیز هیچ دلیل عقلی محكم مبنی بر اقتضاء داشتن عدم استمرار و بقاء برای جسم قائم نشده است بلكه حكماء قدیم استدلال می كردند كه در صورت اعتدال امزجه جسم انسان هرگز فرتوت نمی شود و پزشكی امروز نیز بر اساس این پیش فرض است كه می خواهد جلوی پیری یا مرگ را بگیرد!

از آن چه گذشت می توان نتیجه گرفت كه حیات امام عصر(عج) بالغ بر هزارسال هیچ منع عقلی ندارد، گر چه یك خرق عادت است، و البته عقل خرق عادت را محكوم نمی كند. به خصوص كه نصوص پذیرفته شده از سوی عقل(مثل قرآن) چنین چیزی را تأیید می كند.(عمر 950 ساله حضرت نوح(ع) و خواب سیصد و چند ساله اصحاب كهف و...)

برای مطالعه بیشتر به كتاب دادگستر جهان ـ، نوشته آیت الله ابراهیم امینی رجوع نمایید.

  حضرت مهدی(عج) كجاست؟

به طور تعیینی كسی نمی داند آن حضرت كجا هستند، چون در این صورت غیبت منتفی می شود. با آشكاربودن محل زندگانی او ـ اگر یك جا ثابت باشند ـ دیگر غیبت چه معنایی دارد؟!

اما اگر سؤال از این باشد كه نه به طور تعیینی، بلكه به طور توصیفی حضرت ایشان در كجا سكونت دارند؟ محل استقرار ایشان جای ثابتی هست یا نه؟ باید گفت كه قدر مسلم این است كه امام عصر(عج) در زمین هستند، و در یك جای ثابتی هم نمی باشد؛ چنانچه در ملاقات با ابن مهزیار اهوازی ـ كه امام زمان(عج) را در حوالی مكه ملاقات كرد ـ فرمودند: در دره ها و قله ها سكونت می گزیند؛ و در توقیع خویش به شیخ مفید نیز اشاره به كوچ كردن خود دارد. البته امام(ع) هر سال در موسم حج به مكه می آیند و اعمال حج را به پا می دارند.

در این باره مطالعه كتاب "حدیث وصال"، از سید مهدی شمس الدین، انتشارات شفق، را به شما توصیه می كنیم.

  آیا امام زمان ازدواج كرده و همسر و فرزند دارند؟

در مورد این كه امام زمان(عج ) ازدواج نموده و یا اولادی دارند یا خیر، ‌باید گفت: اگر چه از ظاهر بعضی از روایات و ادعیه معصومین(ع) ‌چنین استفاده می شود كه آن حضرت دارای همسر می باشند، ‌لیكن این روایات ضعیف بوده و قابل اعتماد نمی باشند.

از طرفی روایات دیگری كه از اعتبار زیادی برخوردارند به فرزند نداشتن آن حضرت تصریح می كنند. مانند این روایت كه می گوید: شخصی علی بن ابی حمزه، ابن سراج و ابن سعید مكاری ‌بر حضرت رضا(ع) ‌وارد شدند.

علی بن ابی حمزه در این خصوص سئوال كرد. حضرت فرمودند: هر امامی فرزند دارد، به جز امامی كه حسین(ع) برای او از قبر بیرون می آید؛ ‌او فرزند ندارد. عرض كرد: فدایت شوم! درست فرمودی؛ شنیدم كه جدّت نیز همین را فرمود.(الغیبة، ‌شیخ طوسی، ‌ص134)

هم او می گوید: به حضرتش عرض شد: روایت كرده ایم كه امام زمان از دنیا نمی رود تا فرزندش را ببیند. حضرت فرمود : آیا در این حدیث روایت كرده اید: "الا القائم"؟ عرض كردند: بلی. (اثبات الوصیة، مسعودی، ترجمه نجفی، ص210)

خلاصه اینكه اگر چه همسر و فرزند داشتن حضرت محتمل است ،‌ اما روایت معتبری كه موجب اطمینان باشد، ‌در این زمینه وجود ندارد؛ بلكه شاید عكس آن محتمل باشد.

جهت مطالعه این روایت به كتاب جزیره خضراء افسانه یا واقعیت ، علامه سید مرتضی جعفر عاملی ، ترجمه سپهری ، ص 221 مراجعه فرمایید.

  آیا در زمان ظهور، امام زمان(عج) از ابزار جنگی امروزی استفاده میكند؟

در مورد وسائل و ابزاری كه حضرت از آنها استفاده می كنند باید گفت اگر چه در برخی روایات آمده است كه حضرت حجت(عج) با شمشیر خروج و قیام می كند، ولی شاید مقصود از آن توسل به مطلق اسلحه است. به عبارت دیگر، شمشیر كنایه از قدرت و نیروی نظامی است. پس منظور از قیام با شمشیر همان اتكای بر قدرت است، تا مردم نپندارند كه مصلح بزرگ فقط به شكل یك واعظ عمل می كند.

البته بر اساس بعضی از تحقیقات، كه در مجال دیگری می توان بدان پرداخت، گاه در باره شكل نهضت حضرتش و این كه خونهای زیادی در آن ریخته می شود، اغراق شده است. ولی قدر مسلم آن است كه نهضت ایشان با مبارزه جدی همراه است.

نكته ای كه شایان توجه است آن كه اصولا قیام ایشان، مانند قیام همه پیامبران الهی، از راه بهره گیری از وسایل و اسباب طبیعی خواهد بود، و هیچگاه اعجاز، شاكله اصلی آن را تشكیل نمی دهد، بلكه معجزات جنبه استثنایی دارند. به همین دلیل همه پیامبران از ابزار روز و احیانا تاكتیكهای نظامی زمان خود برای پیشبرد اهدافشان استفاده كرده و در انتظار معجزه نمی نشستند. البته این به معنای نفی تاییدات خاص الهی به ایشان و یارانشان نمی باشد، چنان كه خداوند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را توسط ملائكه یاری فرمود. مؤید عرائض فوق حدیث "أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها" است، كه لااقل بنا به یك تفسیر معنای آن این است كه اصل اولیه در تحقق مشیت الهی، رعایت عادت و اسباب طبیعی در عالم می باشد و خداوند پرهیز دارد از اینكه امور را بر خلاف حالت عادی به انجام برساند.

  تصویر كلی و اوضاع عمومی جهان در عصر دولت حضرت مهدی(عج) چگونه است؟

از احادیث استفاده می شود كه وقتی مهدی موعود(ع) ظاهر شد و در جنگ پیروز گشت، و بر شرق و غرب جهان تسلط و سیطره یافت، تمام زمین به وسیله یك حكومت جهانی اسلامی اداره می شود. برای تمام بلاد و استان ها، استانداران لایقی را با برنامه كار و دستورات لازم گسیل می دارد. و به واسطه كوشش و جدیت آنان، تمام زمین آباد و معمور می گردد.

خود حضرت مهدی(عج) هم از دور، تمام حوادث و جریانات كشوهای زمین را زیر نظر دارد و تمام نقاط زمین، برایش مانند كف دست می گردد. اصحاب و یارانش نیز از فاصله های دور، وی را مشاهده می نمایند و با او تكلم می كنند.

عدل و دادش تمام زمین را فرا می گیرد، مردم با هم مهربان شده، و با صدق و صفا زندگی می كنند. امنیت عمومی همه جا را فرا می گیرد و كسی درصدد آزار دیگری نیست. وضع اقتصای مردم بسیار خوب می شود به طوری كه مستحق زكات پیدا نمی شود. باران های نافع پی درپی می بارد. تمام زمین، سبز و خرم می گردد. بركات و محصولات زمین زیاد می شود، اصلاحات لازم در امور كشاورزی به عمل می آید. توجه مردم به خدا زیاد می شود و گرد معاصی نمی گردند. دین اسلام دین رسمی جهان شده بانگ توحید از همه جا بلند می گردد.

در عصر مهدی(ج) عقل مردم كامل می شود و سطح معلومات عمومی بالا می رود، به طوری كه زن ها در خانه خویش از عهده قضاوت بر می آیند.

حضرت صادق(ع) فرمود:"علم و دانش به بیست و هفت قسمت تقسیم شده، اما تاكنون بیش از دو قسمت آن در دسترس بشر قرار نگرفته است. وقتی قائم ما قیام كند، بیست و پنج قسمت دیگر را آشكار می كند و در بین بشر پخش می نماید."("بحارالانوار"، علامه مجلسی، ج52، ص336)

ایمان مردم كامل می گردد و كینه از دلشان بیرون می رود.(دادگستری جهان، ابراهیم امینی، ص319)

برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی،‌ انتشارات نبوغ مراجعه نمایید.

  مهم ترین وظایف شیعیان در عصر غیبت چیست؟

 نكات ذیل برگرفته از روایات و به عنوان وظایف شیعیان و منتظران واقعی حضرت(عج) خدمت شما عرضه می شود.

مرحوم سیدمحمدتقی موسوی متوفی 1348 هـ ق در كتاب شریف "مكیال المكارم" به هشتاد مورد از وظایف منتظران اشاره فرموده اند. ما بطور اختصار به برخی از آنها اشاره می كنیم.

1 ـ دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و خود تا به معرفت حضرتش نائل شویم. ائمه هدی علیهم السلام نیز همواره بر این مهم تكیه داشته اند.

امام صادق(علیه السلام) دعایی به "زراره" تعلیم كرده و می فرمایند : «... اگر زمان غیبت را درك كردی چنین دعا كن: اللهم عرفنی نفسك فإنك إن لم تعرفنی نفسك لم أعرف نبیك. اللهم عرفنی رسولك فإنك إن لم تعرفنی رسولك لم أعرف حجتك. اللهم عرفنی حجتك فإنك إن لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی»(منتخب الاثر ـ آیت الله صافی گلپایگانی حدیث 1 ص 501 ـ به نقل از غیبت نعمانی، كافی، كمال الدین)

همچنین دعاهای دیگری كه در كتب ادعیه و زیارات بدان اشاره شده، خصوصا دعای معروف «اللهم كن لولیك الحجه ابن الحسن ... » كه بحمدالله در بین جامعه شیعه بسیار معروف و مشهور است.

2 ـ شناخت صفات و سیره امام علیه السلام: بدیهی است كه یك عاشق دلباخته امام و یك منتظر حقیقی باید بداند كه محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده، و چه سیره و روشی را در زندگی و سایر شئونات آن دارد.

در این راستا، مطالعه آیات و روایات فراوانی كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده، بسیار سودمند است.

3 ـ رعایت ادب در همه موارد: امامی كه واجب الاطاعه و حجت خدا بر تمامی اهل زمین است، نامش محترم و یادش بسیار گرامی است. او پیشوای همه و چشم بینای خدا در بین مخلوقات اوست. روزی اهل زمین به یمن وجود اوست و هر كس كه به مرتبه ای از مراتب كمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است كه از مسیر امامت به ما رسیده است.

4 ـ عشق و علاقه نسبت به حضرت: مرحوم سیدعبدالكریم كفاش، هفته ای یك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف می شد. او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. در یكی از تشرفاتش، حضرت از او می پرسند: سیدعبدالكریم! اگر ما را نبینی چه خواهد شد؟ پاسخ می دهد: آقا حتما می میرم. حضرت در پاسخ فرمودند: «اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی» (مشعل هدایت ج 2 ص 129 ـ مبحث امكان تشرف ـ از استاد حاج شیخ حسین گنجی)

5 ـ علاقه مند كردن دیگران به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف: طبیعی است كه هر كس به چیزی علاقمند باشد درصدد تبلیغ و ترویج آن برآمده و آنرا به دیگران معرفی خواهد كرد، چه رسد به اینكه وجود مقدس خاتم الاوصیا عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.

6 ـ انتظار فرج: امام صادق علیه السلام فرمودند: «بخشی از ویژگیهای ائمه علیهم السلام عبارت از تقوی، پاكدامنی و خیرخواهی ... و صبر در انتظار فرج است.» (منتخب الاثر، آیت الله صافی، ص 498، به نقل از بحارالانوار)

در بسیاری از روایات، پرفضیلت ترین اعمال، انتظار فرج دانسته شده است. (منتخب الاثر، آیت الله صافی، ص 493 ـ 500)

در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج بیان شده كه هر گاه یكی از منتظران حضرت به رحمت الهی رفت، چنانست كه در میان سپاه امام و یا در میان چادر (خیمه) حضرت به شهادت برسد.

در بعضی از روایات تعبیر شده كه چنین شخصی مثل كسی است كه با رسول خدا صلی الله علیه و آله در برابر كفر جهاد كرده باشد.

7 ـ اظهار علاقه وافر برای ملاقات با آنحضرت.

8 ـ ذكر فضائل و مناقب آنحضرت، و شركت در مجالس امام شناسی.

9 ـ صدقه برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

10 ـ بجا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از امام: اعمالی كه به نیابت از امام زمان علیه السلام بجا آورده می شود در واقع هدیه ای از جانب عاشقان و شیفتگان به ایشان است.

11 ـ استغاثه به وجود مقدس امام عجل الله تعالی فرجه الشریف: در بعضی از روایات از آن بزرگوار به "غیاث المضطر المستكین" تعبیر شده است.

توسل و استغاثه بر اهل البیت علیهم السلام، سیره دائمی بزرگان و صلحا و علما شیعه بوده و حتی ائمه هدی علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند.

مرحوم عاملی در روایتی نقل می كنند كه هنگامی كه حضرت زهرا سلام الله علیها بین دیوار و در مجروح شدند، به دنبال علی علیه السلام ... بودند، و ناله "یا ابن الحسن" سرمی دادند، و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف استغاثه جستند.

12 ـ تجدید بیعت با امام علیه السلام: براساس پاره ای از روایات، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب و یا در هر جمعه مستحب است.(مكیال المكارم و منتخب الاثر)

و در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده كه «هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"، نمی میرد مگر آنكه حضرت را ببیند و بشناسد.»(بحارالانوار، ج 86، ص 77، باب 39)

13 ـ اجتناب از محارم: كسی كه منتظر واقعی است، باید از آنچه كه امام زمانش كراهت و تنفر دارد، اجتناب نموده و هر عملی كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضای محبوب و ارتباط روحی با او انجام دهد.

مرحوم شیخ طوسی متوفی 460 هـ ق در "تجرید الاعتقاد" می نویسد: «وجوده لطف و عدمه منا.» یعنی وجود حضرت لطف و عنایت بر ماست و غیبت ایشان به خاطر اعمال و رفتار بد ماست .

"گفتم كه روی خوبت از من چرا نهان است

گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است"

"گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كویت

گفتا نشان چه پرسی آن كوی، بی نشان است"

علی علیه السلام فرمودند: «زمین خالی از حجت خدا نیست، لكن خداوند متعال، خلقش را از اینكه حجت را بشناسند نابینا و محروم می نماید و این به خاطر ظلمی است كه بر خودشان روا داشتند.»(بحارالانوار، ج51، ص113)

«ظلم و جور با بصیرت سنخیت ندارد، و كسی كه در كلاس گناه و معصیت بسر می برد هم سنخ با اولیای خدا نیست. لذا دیده اش از شناخت حضرت نابیناست.»(مشعل هدایت، ج2، ص126، مقاله امكان تشرف)

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در توقیعی چنین می فرمایند: «فما یحبسنا عنهم إلا ما یتصل بنا مما نكرهه و لانوثره منهم» یعنی محبوس نكرده ما را از دوستان، مگر خبرهای ناگواری كه همواره از ناحیه آنان به ما می رسد كه ناخوشایند است، در حالیكه ما آن كارها را از ایشان نخواستیم.(احتجاج طبرسی، ج2، ص322)

14 ـ دوستی با صالحان: دوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است. همچنین ادخال سرور مومنین و محبین اهل بیت علیهم السلام و همچنین رفع حوائج آنان نیز از وظایف منتظران عصر ظهور شمرده نشده؛ چرا كه آن حضرت همانند اجداد طاهرینش باب الحوائج هستند.

قرآن كریم در وصف یاران حضرت ختمی مرتبت می فرماید: «محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم» یعنی محمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) و كسانی كه با او هستند بر علیه كفار بسیار خشن، ولی با یكدیگر بسیار مهربانند.

و همچنین امر خدای حكیم كه می فرماید: «كونوا مع الصادقین» یعنی همواره با افراد راستگو همنشین باشید

15 ـ برائت از دشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام:

امام هادی علیه السلام در زیارت شریفه جامعه می فرمایند: «برئت الی الله عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم الظالمین» یعنی به درگاه خدای عز و جل از دشمنان شما و همچنین از جبت و طاغوت و از شیاطین و حزب ستمكار آنان بیزارم.(مفاتیح الجنان، مرحوم شیخ عباس قمی(ره)، زیارت جامعه كبیره)

  علائم و نشانه های ظهور امام زمان (عج) چیست؟

علائم ظهور به دو دسته كلی تقسیم می‌شوند: علائم حتمی و علائم غیر حتمی.

فضیل بن یسار از امام باقر (ع) روایت كرده كه فرمودند: «نشانه‌های ظهور دو دسته است: یكی نشانه‌های غیرحتمی و دیگر نشانه‌های حتمی؛ خروج سفیانی از نشانه‌های حتمی است كه راهی جز آن نیست.» (غیبت نعمانی، با ترجمه غفاری، باب18، ص429)

منظور از علائم حتمی آن است كه تقدیر قطعی خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هیچ قید و شرطی نیست؛ و مقصود از علائم غیر حتمی آن است كه وقوع آن ممكن است مشمول بداء گردد، چرا كه فی الجمله مشروط به شروطی است كه اگر آن شروط تحقق یابد آن علائم واقع می شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نیز تحقق نمی‌یابند.

علائمی در مورد حتمی بودن آنها نصی نداشته باشیم، تنها احتمال وقوع آن می رود، و قطعی نیستند.

علائم غیر حتمی بسیارند. ما در اینجا روایتی مفصلی از امام امام صادق(ع) را برای شما می آوریم كه تعداد بسیاری از آن را برشمرده است. این روایت مشهوری است، ولی برای آن كه حق زحمات مؤلفین ادا شده باشد، می گوییم كه این روایت را با تغییرات عبارتی اندكی از كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام رمان(عج)" نوشته علیرضا رجالی تهرانی نقل می كنیم.

قیلا لازم است تذكر دهیم كه گرچه هر یك از این علائم حتمی الوقوع نیست، ولی به طور كلی احوال آخرالزمان را به ما معرفی می كند. با مطالعه آن شباهتهای زیاد آن را با شرائط زمان خودمان می یابیم.

در این روایت، امام صادق(ع) به یكی از یاران خود فرمودند:

هر گاه دیدی كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگیر شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعت‌هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن بوجود آمده است؛ و دیدی دین خدا، عملاً، توخالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند!

و همچنین هر گاه دیدی كه اهل باطن بر اهل حق پیشی گرفته‌اند؛ و كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمی‌شود، و بد كاران باز خواست نمی‌شوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا می‌كنند.

و هنگامی كه دیدی ‌افراد باایمان سكوت كرده، و سخنشان را نمی‌پذیرند؛ و دیدی كه شخص بدكار دروغ گوید، و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی‌كند؛ و دیدی كه بچه‌ها به بزرگان احترام نمی‌گذارند؛ و قطع رحم می شود.

و وقتی دیدی كه بد كار را ستایش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و دیدی كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [یعنی به مانند آنان خود را زینت می كنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند.

و هنگامی كه دیدی انسانها اموال خود را در غیراطاعت خدا مصرف می‌كنند و كسی مانع آنها نمی‌شود؛ و دیدی كه افراد با دیدن كار و تلاش مؤمنانه [از آن تعجب می كنند] و به خدا پناه می‌برند.

و دیدی كه مداحی دروغین از اشخاص زیاد شود؛ و همسایه همسایه خود را اذیت می‌كند و از آن جلو گیری نشود؛ و دیدی كه : كافران از صعوبت زندگی مؤمن، شاد می شوند؛ و دیدی مردم شراب را آشكار می ‌آشامند، و برای نوشیدن آن كنار هم می‌نشینند و از خداوند متعال نمی‌ترسند؛ و‌ كسی كه امر به معروف می‌كند خوار و ذلیل است.

و همچنین هنگامی كه دیدی آدم بدكار در چیزی مورد ستایش ست كه خداوند آن را دوست ندارد؛ و دیدی كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نیك بسته و راه بد باز است؛ و دیدی كه انسان ها به زبان می‌گویند، ولی عمل نمی‌كنند.

و وقتی دیدی خانه كعبه تعطیل شده، و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود؛ و مؤمن، خوار و ذلیل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند.

و دیدی كه حلال حرام، و حرام حلال می شود؛ و دین بر اساس میل اشخاص معنی می شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطیل می گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد.

و آنگاه كه دیدی مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند؛ و والیان در قضاوت رشوه بگیرند؛ و پستهای مهم والیان بر اساس مزایده است، نه بر اساس شایستگی.

و آن زمان كه دیدی مردم را به تهمت و یا سوء ظن بكشند؛ و دیدی كه مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. و هنگامی كه زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام می‌دهد و به شوهرش خرجی می‌دهد.

و همچنین آنگاه كه دیدی سوگند های دروغ به خدا بسیار گردد؛ و آشكارا قماربازی ‌شود؛ و مشروبات الكلی به طور آشكار بدون مانع خرید و فروش می‌شود.

و وقتی دیدی كه مردم محترم توسط حاكمان قلدر خوار شوند؛ و نزدیك ترین مردم به فرمانداران آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما، خانواده عصمت(ع)، ستایش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهی اش را قبول نمی‌كنند.

و آنگاه كه دیدی مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت می كنند؛ و شنیدن سخن حق بر مردم سنگین، ولی شنیدن باطل برایشان آسان است؛ و دیدی كه همسایه از ترس زبان همسایه به او احترام می‌كند.

و وقتی دیدی حدود الهی تعطیل شود، و طبق هوی و هوس عمل گردد؛ و دیدی كه مسجدها طلا كاری (زینت داده) شود؛ و دیدی كه‌ راستگوترین مردم نزد آنها مفتری و دروغگو است.

هنگامی كه دیدی بدكاری آشكار شده، و برای سخن چینی كوشش می‌شود؛ و‌ ستم و تجاوز شایع شده است؛ و غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند.

وقتی دیدی حج و جهاد برای خدا نیست؛ و‌ سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابی بیشتر از آبادی است؛ و معاش انسان از كم فروشی به دست می‌آید؛ و خون ریزی آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنیایش ریاست می‌كند.

و هنگامی كه دیدی مردم نماز را سبك شمارند؛ و‌ انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و‌ قبر مرده‌ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند؛ و هرج و مرج بسیار شود؛ و‌ مرد روز خود را با مستی به شب می‌رساند، و شب خود را نیز به همین منوال صبح می كند، و هیچ اهمیتی به آیین مردم ندهد.

آنگاه كه با حیوانات آمیزش ‌شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) می‌رود و وقتی برمی‌گردد لباس در بدن ندارد؛ [ یعنی لباسش را دزدیده اند].

هنگامی كه دیدی حیوانات هم دیگر را بدرند؛ و دلهای مردم سخت، و دیدگانشان خشك، و یاد خدا برایشان گران است؛ و بر سر كسبهای حرام آشكارا رقابت می‌كنند؛ و دیدی كه نمازخوان برای خودنمایی نماز می‌خواند؛ و فقیه برای دین خدا فقه نمی‌آموزد، و طالب حرام ستایش و احترام می‌گردد؛ و‌ مردم در اطراف قدرتمندان هستند؛ و طالب حلال، مذمت و سرزنش می‌شود، و طالب حرام ، ستایش و احترام می‌گردد.

آنگاه كه در مكه و مدینه كارهایی می‌كنند كه خدا دوست ندارد، و كسی از آن جلو گیری نمی‌كند، و هیچ كس بین آنها و كارهای بدشان مانع نمی‌شود؛ و آلات موسیقی و لهو و لعب در مدینه و مكه آشكار گردد؛ و مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منكر كند، ولی دیگران او را از این كار برحذر می‌دارند.

هنگامی كه دیدی مردم به همدیگر نگاه می‌كنند [یعنی چشم همچشمی می كنند، یا معیارشان بر خوب و بد اعمال خدا نیست] ، و از مردم بدكار پیروی نمایند؛ و راه نیك پیرو ندارد؛ و مرده را مسخره كنند و كسی برای او اندوهگین نشود؛ و دیدی كه : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود؛ و مردم جز از سرمایه داران پیروی نكنند؛ و‌ به فقیر چیزی را دهند كه برایش بخندند، ولی در راه غیرخدا ترحم می كنند.

وقتی كه دیدی علائم آسمانی آشكار شود، و كسی از آن نگران نشود؛ و مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسی انجام می دهند و كسی از ترس مردم از آن جلو گیری نمی‌كند؛ و انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند، ولی در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد.

و آنگاه كه دیدی عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.هنگامی كه دیدی زنها بر مسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود، و دیدی پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، پدر و مادر را نفرین كند و از مرگشان شاد شود؛ و دیدی كه اگر روزی بر مردی بگذرد، و او در آن روز گناه بزرگی مانند بدكاری‌ ، كم فروشی، و زشتی انجام نداده ناراحت است.

و وقتی دیدی قدرتمندان، غذای عمومی مردم را احتكار می كنند؛ و‌ اموال خمس در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازی و شراب خواری شود، و به وسیله شراب بیمار را مداوا، و برای بهبودی، آن را تجویز كنند؛ و دیدی كه مردم در امر به معروف و نهی از منكر و ترك دین بی تفاوت و یكسانند؛ و دیدی كه سر و صدای منافقان برپا، اما صدای حق طلبان خاموش است؛ و دیدی كه برای اذان و نماز مزد می‌گیرند؛ و مسجدها پر است از كسانی كه از خدا نمی ترسند و غیبت هم می نمایند.

هنگامی كه دیدی خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند؛ و قاضیان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند؛ و استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند؛ و فرمانروایان میراث مستضعفان را در اختیار بدكاران از خدا بی خبر قرار دهند؛ و دیدی كه بر روی منبرها از پرهیزكاری سخن می‌گویند، ولی گویندگان آن پرهیزكار نیستند.

و بالخره هنگامی كه دیدی صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند، و به خاطر درخواست مردم بدهند؛ و دیدی وقت نمازها را سبك بشمارند؛ و همّت وهدف مردم شكم و شهوتشان است؛ و دنیا به آنها روی كرده است؛ و دیدی نشانه‌های برجسته حق ویران شده است؛ [این آخرالزمان است] در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص260 ـ 256 ـ با تصرف اندك در متن)

این بود روایت امام صادق ( ع ) كه به ذكر گوشه‌ای از مفاسد جهان در آستانه قیام وانقلاب بزرگ حضرت مهدی (عج) فرا گیر خواهد شد.

و اما "علائم حتمی الوقوع" ظهور با استفاده از روایات معصومین علیه السلام، اندك است.

در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند: «پیش از ظهور قائم(عج) پنج نشانه حتمی است: قیام یمانی، فتنه سفیانی، صیحه آسمانی،‌ قتل نفس زكیه و شكافتن زمین و فرو رفتن عده ای در بیابان» (كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ، ص650)

همچنین امام صادق فرموده است: «وقوع ندا[ی آسمانی] از امور حتمی است؛ و سفیانی از امور حتمی است و یمانی از امور حتمی است و كشته شدن نفس زكیه از امور حتمی است و كف دستی كه از افق آسمان برون آید از امور حتمی است. و سپس اضافه فرمودند: «و نیز وحشتی در ماه رمضان است كه خفته را بیدار كند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون می‌آورد.» (غیبت نعمانی،‌ با ترجمه غفاری، باب14، ص365)

امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا(ص) روایت نموده كه فرمودند: «ده چیز است كه پیش از قیامت حتماً به وقوع خواهد پیوست : فتنه سفیانی و دجال ، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، خسوف در مشرق، خسوف در جزیرة العرب، و آتشی كه از مركز عدن شعله می‌كشد و مردم را به سوی بیابان محشر هدایت می‌كند»(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص209 و غیبت شیخ طوسی، ص 267)

امام محمد باقر(ع) فرموده است: « در كوفه، پرچمهای سیاهی كه از خراسان بیرون آمده است، فرود می‌آید و وقتی مهدی(ع) ظاهر شد، برای بیعت گرفتن به سوی آن می‌فرستد.» (غیبت شیخ طوسی، ص274)

برای اطلاع كامل از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالزمان شما را توصیه می كنیم به كتاب "نوائب الدهور فی علائم الظهور" نوشته مرحوم میرجهانی كه در 3 جلد نگاشته شده، و همچنین كتاب عصر ظهور نوشته علی كورانی مراجعه كنید.

در مورد رجعت،‌ با دید روایی، عقلی و اعتقادی توضیح دهید؟

رجـعـت در لـغـت عـرب به معناى بازگشت است؛ و در اصطلاح، بر بازگشت گروهى از انـسـانـها پس از مرگ و پیش از روز رستاخیز اطلاق مى شود كه همزمان با نهضت جهانى حضرت مهدى موعود (علیه السلام) صورت مى گیرد.

از دیدگاه اسلام و آیین هاى دیگر الهى، جوهره انسان را روح مجرد وى تشكیل مى دهد، كه از آن بـه "نـفـس" نـیـز تـعبیر مى شود. نفس بعد از فناى بدن باقى مى ماند و به حیات جاودانه خود ادامه مى دهد.

از سـوى دیگر پروردگار بزرگ، از نظر قرآن، قادر مطلق است، و هیچ مانعى توانایى او را محدود نمى سازد.

بـا ایـن دو مـقدمه كوتاه، روشن مى گردد كه مساله رجعت، از دیدگاه عقل، امرى است ممكن؛ زیـرا بـا انـدك تـامـلـى معلوم مى شود كه بازگرداندن این گروه از انسانها، به مراتب از آفرینش نخستین آنان، سهل تر است. بـنـابـراین پروردگارى كه در وهله اول آنان را آفریده است، بى تردید بر بازگرداندن مجدد آنان توانایى دارد. بر اساس منطق وحى، نمونه هایى از رجعت را در امتهاى پیشین نیز مى توان یافت.

قـرآن مـجـیـد در ایـن زمـیـنه مى فرماید: «واذ قلتم یا موسى لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة فاخذتكم الصاعقة و انتم تنظرون ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون. یعنی آنـگـاه كـه گفتید اى موسى ما هرگز به تو ایمان نمى آوریم تا آن كه خداوند بزرگ را آشكار ببینیم، پس صاعقه شما را دربرگرفت، در حالى كه نگاه مى كردید. سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم، باشد كه سپاسگزارى نمایید. (بـقـره/55 و56)

و در جاى دیگر از زبان عیسى مسیح مى فرماید: «وأحى الموتى باذن اللّه» یعنی مردگان را به اذن خداى بزرگ زنده مى گردانم. (آل عمران/49)

قرآن كریم نه تنها بر امكان رجعت صحه مى گذارد كه وقوع و تحقق بازگشت جمعى از انسانها را، پـس از آن كـه از جـهـان رخـت بربستند، تایید مى كند.

قرآن در دو آیه ذیل به بازگرداندن گروهى از مردم پس از مرگ و پیش از برپایى قیامت، اشاره مى كند.

«وإذا وقـع القول علیهم أخرجنا لهم دابة من الارض تكلمهم إن الناس كانوا بایاتنا لایوقنون و یوم نحشر من كل امة فوجا ممن یكذب بایاتنا فهم یوزعون» یعنی چـون سـخن خدا بر آنان واقع شود، موجودى را از بین آنان بیرون مى آوریم كه با مردم در باره این كه گفتار ما را باور نداشتند، سخن گوید. و آن روز كـه از مـیـان هـر امـت, جـمـعـى از تـكذیب كنندگان آیات ما را برانگیزیم، پس آنان بازداشته خواهند شد. (نمل :82 و 83)

بـراى زمـیـنـه سازى استدلال به این دو آیه شریفه بر مساله رجعت پیش از روز رستاخیز، شایسته اسـت نـكـات یـاد شـده در زیر مورد توجه قرار گیرد:

1ـ مفسران اسلامى برآنند كه این دو آیه پیرامون جریانات پیش از قیامت و نشانه هاى آن سخن مى گوید؛ چـنـانكه جلال الدین سیوطى در تفسیر الدرالمنثور از "ابن ابى شیبة" و او از "حذیفة" نقل مى كند كه خروج دابه از حوادث پیش از قیامت است. (الدرالمنثور، ج5، ص177)

2ـ تـردیدى نیست كه در روز رستاخیز، همه انسانها محشور مى گردند، نه یك گروه معین از میان هر امت. قرآن در مورد عمومیت و فراگیر بودن حشر انسانها چنین مى فرماید: «ذلك یوم مجموع له الناس» یعنی آن روزى است كه همه مردم، گرد آورده مى شوند.(هود/103)

و در جـاى دیـگـر مـى فرماید: «ویوم نسیر الجبال و ترى الارض بارزة و حشرناهم فلم نغادر مـنـهم احدا» یعنی روزى كه كوهها را به حركت درآوردیم و زمین را آشكار ببینى و همه آنان را گردآورى نموده و هیچ كس را فرو گذار ننماییم.(كـهـف/47)

بـنـابـراین، در روز قیامت همه افراد بشر برانگیخته مى شوند و این امر به جمع معینى اختصاص ندارد.

3ـ آیـه دوم از دو آیـه مـذكـور، بـه بـرانگیخته شدن گروه خاص و جمع معینى از امتها تصریح مى نماید، نه همه انسانها؛ زیرا این آیه شریفه مى فرماید: «ویوم نحشر من كل أمة فوجا ممن یكذب بایاتنا» یعنی آن روز كه از میان هر امت گروهى از تكذیب كنندگان آیات خود را برخواهیم انگیخت ـ گروهی از تكذیب كنندگان و نه همه انسانها و یا حتی همه تكذیب كنندگان.

نـتـیـجـه: از ایـن سـه مقدمه كوتاه، به خوبى روشن مى گردد كه برانگیختن گروه خاصى از انـسانهاى تكذیب كننده آیات الهى، كه از آیه دوم استفاده مى شود، حادثه اى است كه پیش از برپا شدن قیامت روى خواهد داد. زیـرا حـشـر انـسانها در روز رستاخیز، شامل همه افراد بشر مى گردد و به گروه خاصى محدود نمى شود.

بـا ایـن بیان، روشنى گفتار ما مبنى بر بازگشت گروهى از انسانها پس از مرگ و پیش از برپایى رستاخیز، به ثبوت مى رسد، و این پدیده همان رجعت است.

بـر همیـن اسـاس، اهل بیت پیامبر(علیه و علیهم السلام) كه قرین قرآن و مفسران وحى الهى هستند، به روشنگرى در این زمـیـنـه بـرخـاسـتـند و ما براى رعایت اختصار، به دو روایت از آنان اكتفا مى كنیم:

امام صادق (ع) مى فرماید: «ایام اللّه ثلاثة: یوم القائم علیه السلام، و یوم الكرة و یوم القیامة» یعنی ایام الهى سه روز هستند: روز قیام حضرت مهدى(ع)، روز رجعت و روزرستاخیز.

و در جاى دیگر مى فرماید: «لیس منا من لم یؤمن بكرتنا» یعنی كسى كه بازگشت مجدد ما را به دنیا نپذیرد از ما نیست.

شـایـسـتـه اسـت در اینجا به دو نكته مهم اشاره كنیم:

1ـ فلسفه رجعت: با اندیشه در انگیزه هاى رجـعـت، به دو هدف بلند از اهداف این پدیده برمی خوریم. یكى نشان دادن جلال و شكوه واقـعـى اسـلام و سـرافـكندگى كفر، و دیگرى دادن پاداش به انسانهاى با ایمان و نیكوكار و كیفر نمودن كافران و ستمگران.

2ـ تـفـاوت بارز رجعت با تناسخ: تذكر این نكته لازم است كه مساله رجعت از دیدگاه شیعه هرگز مـسـتـلـزم اعتقاد به تناسخ ‌نیست. زیرا نظریه تناسخ بر انكار رستاخیز مبتنى است و جهان را در گردش دائمی مى داند كه هر دوره اى تكرار دوره پیش از آن است.

بـر اسـاس این نظریه، روح هر انسانى پس از مرگ، بار دیگر به دنیا باز مى گردد و به بدن دیگرى منتقل مى شود. پـس اگـر روح در زمـان گـذشته از نیكوكاران بوده، در بدنى قرار مى گیرد كه دوران بعد را با خـوشـى مى گذراند و اگر از بدكاران بوده، به بدنى منتقل مى شود كه دوران بعد را با سختى ها سپرى خواهد كرد؛ و ایـن بـازگشت در حكم رستاخیز او است. این در حالی است كه معتقدان به رجعت، به پیروى از شریعت اسلام، به قیامت و معاد ایمان دارند؛ بلكه بعضی از حكماء اسلامی انتقال یك روح جدا شده از بدن را به بدن دیگر محال مى دانند.

قائلین به رجعت تـنـهـا بـر آنـنـد كه گروهى از انسانها، پیش از قیامت به این جهان باز مى گردند و پس از بـرآورده شـدن حـكـمتها و مصالح آن، بار دیگر به سراى جاودانى مى شتابند تا در روز رستاخیز، هـمـراه بـا دیـگـر انـسانها برانگیخته شوند؛ و هرگز یك روح، پس از جدا شدن از بدن، به بدین دیگرى منتقل نمى گردد.

برای مطالعه در این باره رجوع كنید به:

1ـ كتاب "شیعه پاسخ مى دهد".

2- "رجعت یا دولت كریمه اهل البیت(ع)" استاد شیرازی.

3- تفسیر نمونه، ج15، ص555، آیت الله مكارم شیرازی، در آدرس اینترنتی:http://www.makaremshirazi.org/books/persian/tafsir/j15/tna15027.htm#link281.

در صورت وجود پرسشی ما را مطلع نمایید.

مشاوره مذهبی_ قم.

  بعد از ظهور حضرت مهدی(عج) و شهادت ایشان، چه اتفاقی میافتد؟

اگر چه دولت حقه و كریمه حضرت بقیةالله الاعظم(عج) تا پایان جهان ادامه خواهد داشت، اما در اینكه چند سال به طول خواهد انجامید، احادیث مختلفی در منابع اسلامی دیده می شود، از جمله 5 و 7 و 9 و 19 و 40 و 309 سال وارد شده است. طبق روایات، از پیامبران، حضرت اسماعیل صادق الوعد و عیسی و بعضی دیگر از انبیاء ـ علی نبینا و آله و علیهم السلام ـ و حضرت رسول اكرم ـ صلوات الله علیه و آله ـ و امیرالمؤمنین علی(ع) و امام حسین(ع) و سایرامامان معصوم(ع) و جمعی از اصحاب با وفای آنان و نیز اصحاب كهف و برخی دیگر رجعت خواهند كرد.

اما با بررسی روایات رجعت استفاده میشود كه نخستین كسی كه برای فرمانروایی جهان پس از شهادت حضرت مهدی(عج) رجعت می كند، حضرت امام حسین(ع) است. چنانكه امام صادق(ع) فرموده اند: «نخستین كسی كه زمین برای او شكافته می شود، و به روی زمین رجعت می كند، حسین بن علی(ع) است.»

بر طبق روایات، امام حسین (ع) در اواخر حكومت امام زمان(عج) با اصحاب با وفایش رجعت می كنند، و پس از شهادت حضرت مهدی(عج)، امام حسین(ع) آن حضرت را غسل و كفن و حنوط نموده و به خاك می سپارد.

البته در برخی روایات دیگر آمده: چون قائم آل محمد(ص) از دنیا برود و یا شهید شود، چهل روز پس از آن قیامت برپا می گردد و مردگان از گورها به درآیند و برای حساب و جزای محشر آماده گردند.(ارشاد شیخ مفید، ترجمه ساعدی، ص 708 _ نقل از كتاب یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)، نوشته علیرضا رجالی تهرانی، ص 230).

اما "شیخ حر عاملی" در كتاب «ایقاظ» در این باره می نویسد: شاید چهل روز ایام رجعت باشد و این عدد اشاره به كمی دوران حضرتش باشد، چون مقدار زیاد را با عدد هفتاد و مقدار كم را با اعداد كمتر معرفی می كنند.

و یا اینكه هر روزی برابر هزار سال باشد، چنانكه می فرماید: "یك روز نزد پروردگار مثل هزار سال است كه شما می شمارید."

و شاید هم مراد از قیامت در این روایات، قیامت صغری یعنی رجعت باشد، و البته اطلاق قیامت بر رجعت مانعی ندارد و قیامت ممكن است بر هر دو اطلاق شود.(الایقاظ من الهجعة، شیخ حر عاملی، ترجمه احمد جنتی، ص 400 _ نقل از همان).

  چه كنیم تا آقا امام زمان از ما شیعیان راضی شوند ؟

با توجه به اینكه رضایت امام عصر(عج) در راستای رضایت الهی است، یعنی اگر امام(عج) از ما راضی باشند در واقع خداوند نیز از ما راضی است و رضایت امام همان رضایت خداوند است. لذا بهتر است سخن را ببریم بر روی رضایت الهی؛ و رضایت الهی محقق نشود مگر با گناه نكردن و نافرمانی نكردن او.

رسول گرامی اسلام(ص) در خطبه شعبانیه بهترین اعمال را در بهترین ماه خداوند یعنی ماه مبارك رمضان، گناه نكردن و دوری از معاصی می دانند.

كسی كه همه سعی و تلاش او بر این باشد كه گناه نكند، نور هدایت در دل او می تابد و باعث ترك خطاهای دیگر، و رشد و تعالی روحی و معنوی، و انجام واجبات و وظائف دیگر او می شود. حضرت علی(ع) می فرماید: «ما جفت الدموع الا لقسوة القلوب، و ما قست القلوب الا لكثرة الذنوب» یعنی چشم ها گرفتار خشكی نمی شوند مگر در اثر قساوت قلب، و قلب گرفتار قساوت نمی شود مگر در اثر گناه زیاد. (بحارالانوار، ج7، ص55)

بنابر این قدم اصلی در پاكسازی و تزكیه روح و نفس، گناه نكردن و دوری از گناه است. و قدم بعدی آن است كه در صورت تخلف و انجام گناه، پس از آن فورا توبه نموده و از خداوند عذرخواهی نماید. در روایت آمده هر گناه مانند نقطه سیاهی است كه بر روی صفحه سفید دل قرار می گیرد. این نقطه سیاه بوسیله توبه نیز پاك می شود. اما اگر گناهان كسی زیاد شود و به دنبال آن توبه نكند، صفحه سفید دل به صفحه ای سیاه تبدیل شده و مانع رسیدن و تابیدن نور هدایت بر قلب و دل می گردد. بنابر این پس از پاك كردن دل از سیاهی و زنگار گناه، شایسته است كه آن را با فضائل اخلاقی آذین نموده و در هر موقعیتی سعی كنیم تا آن فضائل نیكو را به مرحله عمل در آورده، و آنقدر ادامه دهیم، تا بصورت ملكه درآمده و همه اعمال و افكار انسان مزین به آن فضائل گردد. در این راستا مطالعه در حالات و زندگی عرفا می تواند بسیار سودمند باشد.

یكی از راه های مؤثر و عملی برای تزكیه روح عمل به توصیه های صاحبان معنویت و رهسپردگان این راه است. از جمله توصیه های آنان كه در روایات هم بدان اشاره شده است، عمل به آن چیزی است كه در ذیل می آید:

1) مشارطه، آن است كه با خود شرط كند تا سطح كیفی و كمی اعمال و افكار نیك و پسندیده را بالاتر برده و در مقابل، از كارها و افكار ناپسند خود بكاهد. 2) مراقبه، آن است كه در حین عمل و اجرا، مراقب و مواظب خود بوده تا به آن مقداری كه با خود شرط كرده است ماتزم باشد. 3) محاسبه، كه هر فردی اعمال و رفتار و افكار خود را مورد حسابرسی قرار داده تا مشخص شود چه مقدار از آنها خوب و پسندیده ، و چه مقدار ناپسند و خارج از حد مجاز بوده اند. در ادامه به مراحل دیگری می توان اشاره نمود. منجمله این كه در صورت تخلف و یا ارتكاب گناه، برای خود تنبیه و مجازاتی در نظر بگیرد، مانند اینكه شرط كند اگر تخلف كرد یك روز روزه بگیرد و یا صدقه بدهد و ... . اما باید توجه داشت كه این تنبیه و مجازات باید از اعتدال برخوردار باشد و به افراط و تفریط دچار نشود.

البته مطلب مهم و اساسی كه قبلا هم به آن اشاره شد و نباید فراموش شود، گناه نكردن است. چه بسا فردی حتی اعمال مستحبی را نیز انجام می دهد، ولی در كنار آنها هم گناه می كند. عبادات و اعمال عبادی چنین شخصی اثر سازنده خود را از دست داده و بی اثر شده و بعبارتی از ارزش افتاده است.«انما یتقبل الله من المتقین» با توجه به مطالب فوق می بینیم كه راه رسیدن انسان به تكامل، پوشیده شده است از مبارزه با هوای نفس و تمایلات نفسانی، و بهترین وسیله در این مسیر، ذكر و یاد خداوند و اطاعت از او ، و صبر بر اطاعت و دوری و اجتناب از گناه است، كه هر چه صبر و تحمل انسان برای خداوند بیشتر باشد، او از درجه و رتبه بالاتری برخوردار است. كلام آخر اینكه اولا، در هر لحظه و در هر قدم بر خداوند توكل نموده و هر چه می خواهید از او طلب نمائید. و ثانیا، كار را قدم به قدم آغاز كنید، و انتظار معجزه نداشته باشید، اگر چه خدا معجزه هم برای بنده اش می كند. در مسیر كه قرار گرفتید، غم به دل راه ندهید. مهم در مسیر بودن است، چه به هدف برسیم یا نرسیم، پیروزیامیدواریم بیش از پیش امام عصر(عج) و خداوند متعال از ما راضی باشند.

 تاریخچه و هدف بنای مسجد جمكران چیست و به چه علتی دارای حرمت است؟

در باره مسجد مقدس جمكران ماجرای معروفی نقل شده كه متذكر می شویم.
بر طبق نقل مشهور، شخصی به نام شیخ "حسن بن مثله جمكرانی" می گوید: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابیده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار كردند و گفتند: برخیز و مولاى خود حضرت مهدى علیه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است•
آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نیك نگاه كردم، تختى دیدم كه فرشى نیكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكیه بر بالش كرده و پیرمردى هم نزد او نشسته است، آن پیر، حضرت خضر علیه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى علیه السلام مرا به نام خودم خواندند و فرمودند: "برو به حسن مسلم (كه در این زمین كشاورزى می كند) بگو: این زمین شریفى است و حق تعالى آن را از زمین هاى دیگر برگزیده است، و دیگر نباید در آن كشاورزى كند. "
عرض كردم: یا سیدى و مولاى! لازم است كه من دلیل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمی كنند، آقا فرمودند: "تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هایى براى آن قرار می دهیم، و همچنین نزد سید ابوالحسن (یكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمین به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در این زمین مسجدى بنا نماید ...".
چون به راه افتادم، چند قدمى هنوز نرفته بودم كه دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: "بزى در گله جعفر كاشانى است، آنرا خریدارى كن و بدین مكان آور و آنرا بكش و بین بیماران انفاق كن، هر بیمار و مریضى كه از گوشت آن بخورد، حق تعالى او را شفا دهد".
حسن بن مثله جمكرانى مىگوید: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اند یشه بودم، تا اینكه نماز صبح را خوانده و به سراغ على المنذر رفتم و ماجراى شب گذشته را براى او نقل كردم و با او به همان مكان شب گذشته رفتیم، و در آنجا زنجیرهایى را دیدیم كه طبق فرموده امام علیه السلام حدود بناى مسجد را نشان می داد.
سپس به قم نزد سید ابوالحسن رضا رفتیم و چون به در خانه او رسیدیم، خادم او گفت: آیا تو از جمكران هستى؟ به او گفتم: بلى! خادم گفت: سید از سحر در انتظار تو است. آنگاه به درون خانه رفتیم و سید مرا گرامى داشت و گفت: اى حسن بن مثله من در خواب بودم كه شخصى به من گفت: حسن بن مثله، از جمكران نزد تو می آید، هر چه او گوید، تصدیق كن و به قول او اعتماد نما، كه سخن او سخن ماست و قول او را رد نكن.
از هنگام بیدار شدن تا این ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجراى شب گذشته را براى وى تعریف كردم، سید بلافاصله فرمود تا اسب ها را زین نهادند و بیرون آوردند و سوار شدیم، چون به نزدیك روستاى جمكران رسید یم، گله جعفر كاشانی را دیدیم، آن بز از پس همه گوسفندان می آمد، چون به میان گله رفتم، همینكه بز مرا دید به طرف من دوید، جعفر سوگند یاد كرد كه این بز در گله من نبوده و تاكنون آنرا ندیده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بیمارى كه گوشت آن تناول كرد، با عنایت خداوند تبارك و تعالى و حضرت بقیه الله ارواحنا فداه شفا یافت.ابو الحسن رضا، حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمین را از او گرفت و مسجد جمكران را بنا كرد و آن را با چوب پوشانید.
سپس زنجیرها و میخ ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بیمار و دردمندى كه خود را به آن زنجیرها می مالید، خداى تعالى او را شفاى عاجل می فرمود، پس از فوت سید ابوالحسن، آن زنجیرها ناپدید شد و دیگر كسى آنها را ندید. (تلخیص از كتاب نجم الثاقب، ص 383 تا 388)
در مورد هدف از بنای این مكان، مطلب قابل اعتمادی در منابع معتبر ذكر نشده است. ضمنا در فضیلت این بنای مقدس نیز شاید همین بس باشد كه این مسجد تنها مسجدی است كه به امر مبارك حضرت صاحب الزمان(عج) بنا گردیده و از طرفی توصیه به خواندن نماز در آن شده است.
علمای ربانی و عرفای بالله در این مسجد كراماتی دیده اند و احیانا توفیقاتی یافته اند كه در فضیلت آن همین نكته بس است. توجه سیل خروشان مشتاقان مردم و منتظران آن حضرت صلوات الله علیه نیز خود نشان فضیلت این مسجد مقدس است.
پیروز باشید.

مشاوره مذهبی_ قم.

 

آخرين ويرايش : شنبه ، 30 مرداد 1389 ، 08:26
 
 

حدیث روز

 

فال حافظ

روز شمار غیبت

چت آنلاین

آمار بازدید کنندگان

.